اخبار مهم
Home / اخبار حوزه ادبیات / ما همه آفتابگردانیم…
55338_635.jpg

ما همه آفتابگردانیم…

به گزارش حافظ تالی به نقل از مجله خبری ایران مطلب:

ما همه آفتابگردانیم…

گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا.

اگر آفتابگردان به خاك خیره شود و به تیرگی دیگر آفتابگردان نیست.

آفتابگردان كاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.

این ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می كردم

كه خورشید كوچكی بود در زمین و هر گلبرگش شعله ای بود

و دایره ای داغ در دلش می سوخت.

آفتابگردان به من گفت:وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می كارد

مطمئن است كه او خورشید را اشتباه نمی گیرد

اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد…

آفتابگردان راهش را بلد است و كارش را می داند.

او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید كاری ندارد.

او همه ی زندگی اش را وقف نور می كند ،

در نور به دنیا می آید، در نور می میرد نور می خورد و نور می زاید.

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است.

آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا.

بدون آفتاب آفتابگردان می میرد و بدون خدا انسان.

آفتابگردان گفت:روزی كه آفتابگردان به آفتاب بپیوندد

دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند

و روزی كه تو به خدا برسی دیگر تویی نمی ماند.

و گفت من فاصله هایم را با نور پر می كنم

توفاصله ها را چگونه پر می كنی؟

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد.

گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند،

زیرا كه او در آفتاب غرق شده بود…

جلو رفتم بوییدمش بوی خورشید می داد.

تب داشت و عاشق بود.

خداحافظی كردم داشتم می رفتم كه نسیمی رد شد و گفت:

(( نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد

نام انسان آیا كسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟))

آن وقت بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم…

“عرفان نظر آهاری”



می فایل مجله ادبی حافظ تالی