اخبار مهم
Home / اخبار حوزه ادبیات / شعر شب و هوس از فروغ فرخزاد
134737_344.jpg

شعر شب و هوس از فروغ فرخزاد

به گزارش حافظ تالی به نقل از مجله خبری ایران مطلب:

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نميآيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روي ناز نمي آيد

چون سايه گشته خواب و نمي افتد

در دامهاي روشن چشمانم

مي خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه هاي نبض پريشانم

مغروق اين جواني معصوم

مغروق لحظه هاي فراموشي

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و همآغوشي

 
مي خواهمش در اين شب تنهايي

 
با ديدگان گمشده در ديدار

 
با درد ‚ درد ساكت زيبايي

سرشار ‚ از تمامي خود سرشار

مي خواهمش كه بفشردم بر خويش

بر خويش بفشرد من شيدا را

بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

 
در لا بلاي گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفسهايش

نوشد بنوشد كه بپيوندم

با رود تلخ خويش به دريايش

 
وحشي و داغ و پر عطش و لرزان

 
چون شعله هاي سركش بازيگر

در گيردم ‚ به همهمه ي در گيرد

خاكسترم بماند در بستر

در آسمان روشن چشمانش

 
بينم ستاره هاي تمنا را

در بوسه هاي پر شررش جويم

لذات آتشين هوسها را

 
مي خواهمش دريغا ‚ مي خواهم

مي خواهمش به تيره به تنهايي

مي خوانمش به گريه به بي تابي

 
مي خوانمش به صبر ‚ شكيبايي

 
لب تشنه مي دود نگهم هر دم

 
در حفره هاي شب ‚ شب بي پايان

 
او آن پرنده شايد مي گريد

 
بر بام يك ستاره سرگردان

می فایل مجله ادبی حافظ تالی