اخبار مهم
Home / اخبار حوزه ادبیات / حکایت مرگ و زندگی
488159_181.jpg

حکایت مرگ و زندگی

به گزارش حافظ تالی به نقل از مجله خبری ایران مطلب:

 

گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.

حاضرین همه او را شناختند و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان را پندی گوید.

پذیرفت.

کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشم‌ها به سوی او بود.

مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت:

ای مردم ! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

کسی برنخاست.

گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!

باز کسی برنخاست.

گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید و برای رفتن نیز آماده نیستید!


منبع: parcha.mihanblog.com

می فایل مجله ادبی حافظ تالی