اخبار مهم
Home / اخبار حوزه ادبیات / حکایت شیخ و مریدان
479104_520.jpg

حکایت شیخ و مریدان

به گزارش حافظ تالی به نقل از مجله خبری ایران مطلب:

 

شیخ و مرید فرصت سوز

یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا میخوری؟

مرید گفت بلی.

شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟

مریدگفت بلی.

شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟

مرید گفت بلی.

شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کردندی. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهدندی…

مریدان جملگی کپ کردندی و هفت شبانه روز به همان منوال گذراندند.

 

اندر حکایت شیخ و مریدان

 
 شیخ و تعبیر خواب مرید

مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض کردند شیخا مریدت را دریاب که کابوسی دیدم بس عجیب.

فرمود : خوابت بگوی ببینم.

عرض کرد : در خواب بدیدم ۳ غول به من حمله کردندی ، هر یک ز دو تای دگر فربه تر ، از چنگ هرکدام که رهیدم به دام دوتای دگر فتادم.

شیخ فرمود : آن سه غول قبض آب و برق و گازت باشند که در خواب هم رهایت همی نکنند.

و مریدان بیهوش گشتندی.

حکایت های شیخ و مریدانش

 
شیخ و اینترنت

شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟

فرمود : به زنبور بی عسل.

عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت.

فرمود : واقعیت که داشت .

و مریدان رم کردندی و به صحرا برفتندی.

داستان شیخ و مریدان

 
شیخ و گوسفند

روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.

و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.

داستان شيخ و مريدان جدید

 
شیخ و سوال مریدان

روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند:

یا شیخ! فیلترینگ بدتر است یا کم بودن پهنای باند؟

شیخ نگاه معنی‌ داری به آنها کرد و فرمود:

هیچکدام! چیزی در اینترنت هست که از هر دوی اینها بدتر و اعصاب خردکن تر است!

مریدان با حیرت به شیخ نگریستند و فرمودند:

یا شیخ! از فیلترینگ بدتر چیست؟

شیخ فرمود:
.
.
“مشاهده این لینک تنها برای اعضا سایت امکان پذیر است. برای ثبت‌ نام اینجا کلیک کنید”!

بعد از این سخن، مریدان نعره‌ها زدند و خشتک ها دریدند

و لپ‌ تاپ‌ های خود را به زمین کوبیدندی

فغان کشان به رشته کوهای آلپ پناه بردندی!!‬

داستان شيخ و مريدان جدید

شیخ و حال خراب مرید

مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.

شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟

عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.

شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.

و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.

منبع :بیتوته

می فایل مجله ادبی حافظ تالی