اخبار مهم
Home / اخبار حوزه ادبیات / اشعار ولادت امام موسی کاظم علیه السلام
528530_597.jpg

اشعار ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

به گزارش حافظ تالی به نقل از مجله خبری ایران مطلب:

شعر ولادت امام موسی کاظم (ع)

 

شیعه شادی بنما هفت صفر آمده است

شجر پاک ولا باز به بر آمده است

 

ششمین ماه ولا حضرت صادق(ع) شاد است

شکر حق گوید ودیدار پسر آمده است

 

بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت

شاد باشید که اشرف به بشر آمده است

 

خانه ی حضرت صادق شلوغست سه روز

چون زاطعام در آن خانه خبر آمده است

 

آمده حضرت موسای به کاظم معروف

بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است

 

اهل حاجات بده مژده که غم زائل شد

شادمان جمله ی حاجات که در آمده است

 

نهمین گوهر عصمت و امام هفتم

صالحان را بنگر نیک که سر آمده است

 

آمده آنکه شود حبس یه زندان بلا

در ره حق به پذیرفت خطر آمده است

 

گوی تبریک در این روز به مولا مهدی

آخرین ماه که غائب زنظر آمده است

اشعار ولادت امام موسی کاظم (ع)

 

بزم مارا باز آمد عالم آرایى دگر

کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر

 

قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر

 

صادق آل نبى را داده حّى بى نیاز

از براى تشنگان علم، دریایى دگر

 

گرچه زهرا را به عالم نیست همتایى، ولى

شد حمیده با چنین فرزند،زهرایى دگر

 

اى صبا بر گو به زهرا دیده روشن چون خدا

داده بر فرزند تو شمس دلارایى دگر

 

گر که مریم مام یک عیسى بود، حق از کرم

داده بعد از پنج عیسى بر تو عیسایى دگر

 

از پى ترویج دین و حفظ قرآن مجید

هادى ما در طریقت گشته مولایى دگر

 

تاجهان مرده را زانفاس گرمش جان دهد

زد قدم دراین جهان اینک مسیحایى دگر

 

یوسفى آمد که یوسف هم بود زندانیش

زانکه زندان رفتن او راست معنایى دگر

 

تا کنداز ریشه بنیاد بنى العباس را

زد قدم امروز انسان ساز فردایى دگر

 

تا که در عالم به آقایى رساند شیعه را

حق به آقایى خود آورده آقایى دگر

 

غیر آل للَّه ‏ما را نیست در محشر شفیع

از در دربار آنان پس مرو جایى دگر

 

در جزا برگ عبور ما به امضاءبسته است

معتبر جز مهر آنان نیست امضایى دگر

 

گر به تیغى بند بند شیعه را سازى جدا

در سرش جز عشق آنان نیست سودایى دگر

 

شعر من ران ملخ هست ومن (ژولیده) مور

غیر اینم بر سلیمان نیست کالایى دگر

 
اشعار ولادت،ولادت امام موسی

شعر در مورد ولادت امام موسی کاظم (ع)

 

ساطع شده نور آسمـان هـا بـه زمین

 امشب شـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین

 

امشب گل بـاغ مصطفــی آمده است

 آورده تمام کهکشــان را بـه زمـیــن

 

امشب متحیــرم کــجـــا را نـگــرم

 آیــا نــگــرم بـه آسمان یا به زمین؟

 

ارکــان زمیـن بـه رقـص در آمده اند

 غـوغـای عـجیبـی شده بر پا به زمین

 

ای کاش کسی بود که با من می گفت

 امشب چـه خبر شده در أبوا به زمین؟

 

جمعــی ز فــرشتـگـان ندا سر دادند

 آورده خــدا ولــیِ خــود را به زمین

 

از بطــن حـمـیـده و ز صـلب صادق

 آمــد پـسـری به نام موسی به زمین

 

تا دیــده گشود ماه لرزید و شکست

 افتــاد از آسمــان در این جا به زمین

 

با خیل فرشته هــا بــه همراه علــی

 آمد ز جنان حضرت زهرا به زمیــن

 

امـشـب چه شود عیدی ما این باشد

 یـک لحظه نظر کنی خدایا به زمین

 منبع : بیتوته

می فایل مجله ادبی حافظ تالی